تبليغاتX
ماندستان امروز (بادوله)

ماندستان امروز (بادوله)

کشکولی از دغدغه های دیروز امروز و شاید فردای من

از تنهایی خودم به خودم پناه برده ام. نه مثل هر روز دستم به نوشتن افکارم می رود و نه تاب و تحمل هلاجی اینهمه افکار گوناگون را دارم . دارم به جایی می رسم که نمی خواستم .  فکر می کردم در این درندشت وب شاید کسی به من سر بزند  کسی مثل من    و   از جنس من     ای که خسته ام از خودم  ای که حال کشیدن خودم  را ندارم  زیر بار اینهمه افکار مغشوش .زیر بار اینهمه بی همزبانی  بی همدلی    برای اینکه بیش از این به ساحت خودم اساعه ادب نکنم ...................

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  | 

برای دلتنگی

برای امروز که روزم مثل هر روز است اما حالم نه مثل هر روز
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  | 

تاملی بر یک شب در کنگان

شب قبل به اتفاق خانواده رفته بودیم کنگان . ببخشید بندر کنگان .هوس کردیم حالا که اینجا هستیم به رسم گذشته از بندر به لحاظ ارزانتر بودن کالاهای وارداتی و خالی نبودن عریضه خریدی هم بکنیم .جایتان خالی .یه پاساژ شیک و یه مغازه یا ببخشید بوتیک شیک پوشاک و یه فروشنده خانم را انتخاب کردیم .به لحاظ اینکه خانواده محترمه همراه ما تشریف داشتن .نه به لحاظ عرق فمینیستی .اما وقتی که پوشاک مورد نظر مقبول خانواده افتاد و قرار بر این شد که ما ریش مبارک ببخشید جیب مبارک را بجنبانیم جایتان خالی متوجه نکته جالبی شدیم.  بالا بودن قیمت یا همان گرانی اجناس وارداتی به راستی که از شیراز و تهران واصفهان و مشهد و خلاصه هر چه شهر و دهات آباد در این مملکت .... است بالاتر و خیلی بالاتر بود . وقتی از فروشنده محترمه راز این گرانی را پرسیدیم ایشان با قیافه حق به جانبی فرمودند که گرانی به لحاظ این است که ما این اجناس را از تهران تهیه و خریداری می کنیم و بعد در جواب اینکه مگه اینجا بندر نیست پس چرا اجناس وارداتی از امارات متحده -کشور دوست و همسایه- را باید از تهران تهیه فرمایید.ایشان نگاه عاقل اندر سفیه ی به ما انداخت وگفت شما را چه شده امروزه شیوه های نوین حمل ونقل باعث گردیده با خود طیاره اجناس مورد نیاز بازار بزرگ را از سنگاپور ومالزی و .... درب منزل آقایان تاجر تهرانی کمپرسی کنند. دیگر روزگار  بندر و بندر نشینی و حمل بار با لنج و کشتی به سر آمده و تحقیقا  روزگار بندر نشینی نیز صرف نمی کند و بهتر که به سر آید. اما بنده خدا انگار نمیدانست که ما هم ته مایه هایی از عقل و شعور داریم و می دانیم هر چقدر شیوه های نوین حمل و نقل توسعه یافته اما ارزانی آن به پای حمل و نقل دریایی که نمی رسد و گیر کار را باید در جایی دیگر جستجو کرد . من که افکارم مشوش بود از دیشب تا الان دلایل زیادی یافته ام که بندر نشینی فصلش به سر نیامده و باید عیب کار را در جاهای دیگر جستجو نماییم . به نظر شما نتیجه اخلاقی این داستان یا همان دلایل گرانی اجناس در بنادر جنوبی کشور به ویژه بنادر بی .... بوشهر چیست؟ راز اینرا اگر با همدیگر کشف کنیم هم یک کار تیمی کرده ایم و هم شاید هر کداممان به جاهایی رسیدیم که  ..... اصلا برای خرید یه شلوار چینی تشریف ببریم پایتخت .  
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  | 

وجه تسمیه روستاهای بادوله تا گنخک

با اندکی دقت در وجه تسمیه روستاهای حدفاصل بامنیر تا گنخک به مشابهتی معنی دار دست می یابیم که دقت در آن رموز برخی از قفلهای بسته بر گذشته تاریخی منطقه را می گشاید .

چه دلیلی دارد نام تمامی این روستاها به خاک و آب بستگی تام دارد .به راستی چه اتفاقی در این اقلیم می افتد که نام تمامی این روستاها ارتباط نزدیک به آب و خاک و کشاورزی دارد . در مطالب قبلی نوشتم تمامی این رموز به سازو کار مند بزرگ و اکوسیستم منحصر به فرد آن بستگی دارد .

مند طغیان می کند و تشباد شمال خاکهای آبرفتی را بر روی شوره زارهای منطقه می گستراند و با گذشت ایام در کوهپایه های فرا دست روستاهها سرزمینی حاصلخیز ایجاد می کند که با بهره برداری از سفره محدود آب شیرین و قابل کشاورزی روش زندگی مردم در این جغرافیای محدود مشخص میشود .زندگی که تا  امروز بر مدار کشاورزی گذشته است .

اما در دوره ای احتمالا دوره ساسانی این منطقه روزگاری خوشایند تر داشته است و با جریان آب شیرین بند اسپید که از بادوله تا بنیاد را سیراب می کرده و در گنخک به باتلاقی قابل شالی کاری می رسیده سبب گردیدده وجه تسمیه تمامی روستاهای منطقه به عامل اصلی شکل گیریشان عناصری همچون آب ُباد و کشاورزی گره بخورد .

بادوله - خاکی که بوسیله باد در محلی به صورت نرم-بایله - بر هم انباشته شده ِ بابمنیر <بای نیر -باد نیر -باد گرم و سرخ ُتشباد >بادی که خاک را بدور خود می پیچاند-تلخو -آب تلخ - ریگدان -ریگزار و جایی که ریگها بر هم انباشته می شود -کاکی - خاکی - بنیاد -بن بای - بن باد <آخرین محلی که زمینهای قابل کشاورزی آن از وزش بادهایی که خاک آبرفتی با خود می آورند تشکیل می شود -باغ شالی - شل خاکی که با آب خوردن به شل تبدیل می شود جاییکه که میزان آب موجود می توانسته کشت شالی را امکان پذیر کند و سرانجام گنخک - گندخهک- گند خاک -جایی که آخرین مقصد بند اسپید و آب قابل کشاورزی جاری در آن بوده - باتلاقی که بوی خاک گندیده می داده . از باقی ماندن آب در یک محل سرزمینی باتلاقی با بوی مشمیز کننده ایجاد می شده است.

خلاصه اینکه به نظر نگارنده یکی از  عناصر حیاتی تمام این روستاهها بند اسپید و آب جاری آن بوده که امکان کشاورزی عمده در آن باعث می شده این منطقه به پایگاه یا انبار و سیلوی تامین قوت اهالی ثروتمند سیراف بدل گردد . از سویی وزش بادهای حامل خاکهای آبرفتی مند عامل بعدی حیات این منطقه بوده از این روی عناصری فعال - آب باد و خاک ـکه عامل زندگی در این منطقه بوده اند با ابتکار اهالی بسیار زیرک و باهوش این خطه بر محل زندگی و اجتماعات انسانیشان اطلاق گردیده تا بدین وسیله هم از این عناصر تشکری کرده باشند و هم به آیندگان در این منطقه برسانند عوامل مهم حیات در این جغرافیای شگفت انگیز آب  باد  و خاک می باشد که از امتزاج آنها می توان به حیاتی طیب  طاهر  بابرکت و بدون توسل به راهکارهای پیچیده برای زندگی دست یافت.

البته عوامل دیگری همچون واقع بودن در مسیر یکی از راههای کاروانروی سیراف  عامل بعدی رونق در این منطقه بوده که آثار بجای مانده می توانند به وضوح بازگوییه این واقعیت مهم باشند .

چندین گدار مهم گله های شتر و موقعیت منطقه برای بار انداز شدن - مجاورت با رود باستانی مند که در منابع تاریخی از آن با عنوان پر منفعت ترین رود پارس یاد شده - همه و همه باعث حیات انسانی در منطقه بوده است . 

با این وجود ساکنان پیشین این منطقه برای ادای دین خود به عناصر مهم  و زندگی ساز آب  باد  و خاک  تصمیم گرفته اند مکانهای زندگی خود را نیز با همان عناصر نام گذاری نمایند تا پیامی پیچیده اما قابل درک را به آیندگان خود بدهند .پیام زندگی و سرزندگی در پناه استفاده بهینه و مسالمت آمیز از طبیعت -آب  خاک  باد و .....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  | 

می توان از اطلاق نام ماندستان بر بادوله دفاع کرد

اطلاق نام ماندستان بر بادوله هر چند انتقاداتی در پی دارد اما با مطالعه بی غرض تاریخ و دقت در آثار باستانی موجود در روستای بادوله با اندکی اغماض و چشم پوشی از برخی مسایل می تواند قابل تحمل باشد .

اکنون بادوله مرکز دهستانی است با نام چغاپور که آثاری از این منطقه  و ابعاد و عظمت آن در دست نیست .اما مجاورت این منطقه با نجیرم و واقع بودن بر راه کاروانرو سیراف از سویی نزدیکی به پایتخت کشور - فیروزآباد - - از طریق شنبه و طسوج و گردنه  موسوم به -وی وی - قرار گرفتن در حاشیه رود مند و چند گدار و معبر مهم با آثاری که در زمینهای منطقه مانده و برخی که کشف شده است هر چند بادوله ماندستان نیست و ماندستان بزرگتر از بادوله است اما به دلیل عدم زوال این نام هویت زا و تاریخی بهتر است از بزرگی و عظمت نام ماندستان بر روستای بادوله استقبال نماییم تا بیش از این میراث باستانی ما در بخش کاکی مورد بی مهری خودی و غیر قرار نگیرد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 4:16 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  | 

نابودی بند باستانی اسپید در بخش کاکی

 

آثار به جای مانده از بندی بزرگ موسوم به (بند اسپید ) در ساحل شرقی رود مند به دلیل توسعه شهرها و روستاهای این بخش از شهرستان دشتی در حال نابودی  کامل است .

بر اساس شواهد میدانی موجود این بند که آب کشاورزی را از سد قنطره – واقع در بخش شنبه – به طول بیش از صد کیلومتر به ساحل شرقی رود مند و زمینهای مستعد برای کشاورزی انتقال می داده اکنون و به دلیل توسعه مراکز شهری و روستایی در بخش کاکی در خاموشی سازمانهای متولی در حال نابودی کامل است .

از آنجا که بیشتر آثار سازه های آبی باستانی به جای مانده در استان بوشهر متعلق به اواخر دوره ساسانی است می توان گفت :این بند بزرگ و متعلقات آن مربوط به همان دوره تاریخی و همعصر با آغاز دوران اسلامی در جنوب کشور است .

دشتهای ساحل شرقی رود مند به دلیل مکانیسم طبیعی  این اقلیم خاص از غنی ترین عرصه های قابل کشاورزی در شهرستان دشتی است .

آبرفتهای رود مند در فصل بارش با طغیان این رودخانه در طول سواحل دو سوی رودخانه مند انباشته شده و با وزش بادهای تابستانی به صورت شنهای روان شوره زارهای ساحل شرقی رود مند را به دلیل سمت وزش، پوشانده و این بخش از شهرستان دشتی را دارای مستعدترین زمینهای قابل کشاورزی می کنند.

همانگونه که امروزه با رواج کشت خارج از فصل گوجه فرنگی در استانهای جنوبی کشور، اقلیم مذکور دارای سطح زیرکشت مناسب با بالاترین بازده محصول است ، به روشنی پیداست گذشتگان ما به فراست دریافته بودند این منطقه دارای استعداد مناسبی برای کشت محصولات دارای ریشه های سطحی است .

وقتی تامین آب مورد نیاز برای کشاورزی در این منطقه از طریق حفر چاه و ... بازدهی مناسب را نداشته گذشتگان ما با احداث سد قنطره و بند اسپید آب شیرین را به این منطقه رسانده اند و در حقیقت عمران و آبادانی را به روستاهای ساحل شرقی مند – روستاها و شهرهای حدفاصل بادوله تا بنیاد – ارمغان داده اند .

اما در پاسخ به این پرسش که کدام ضرورت باعث گردیده چنین سرمایه گذاری بزرگی در این منطقه با شرایط و امکانات آن روزگار توجیه منطقی یابد با اندکی کنکاش در متون تاریخی می توان به جوابی قابل قبول در این زمینه دست یافت .

در روزگار شکوه ، عظمت و سروری بندر باستانی سیراف که این بندر بزرگ پذیرای بازرگانانی بزرگ از اقصی نقاط مختلف جهان باستان بود، تامین گندم مورد نیاز این شهر و حتی شهرها و بنادر سواحل جنوبی خلیج فارس چنین سرمایه گذاری عمده ای را پاسخ منطقی می داده و با مطالعه احوال سیراف می توان پی برد تامین قوت ساکنان این خطه ازمراکز نزدیک شهر مهمترین دغدغه حاکمان و فرمانروایان فارس بزرگ بوده است .

بنابراین به نظر می رسد سد قنطر یا قمطره و سپس بند اسپید با ماموریت تامین آب کشاورزی در اقلیم غنی روستاهای ساحل شرقی مند -  روستاهای حدفاصل بادوله تا گنخک  -  به منظور کشت عمده گندم و .... در این منطقه ماموریتی موفق بوده است که تا سالهای بعد از زوال تدریجی سیراف و از بین رفتن شکوه گذشته به اشکال دیگر ادامه یافته است .با پیدایی چندین حلقه چاه در بالادست روستای بادوله و احتمال اینکه این چاهها مربوط به یک رشته قنات قدیمی است می توان نتیجه گرفت حتی بعد از زوال سیراف و خشک شدن رود و بند اسپید در این منطقه کشاورزی در ابعاد بزرگ از رونق و اهمیت برخوردار بوده است .

به احتمال نزدیک به یقین و با شواهد و آثار به دست آمده  – هر چند در مسایل تاریخی حدث و گمان جایگاه قابل توجه ای ندارد – می توان مدعی بود کشت عمده گندم در این منطقه پس از عمل آوری در ظروف بزرگ سفالی به وسیله قایق و از طریق رود مند به بندر باستانی نجیرم منتقل شده و از آنجا نیز به مقصد سیراف و سایر مناطق حمل می شده است .

با اطلاع از تعدد آسیابهای آبی و بادی در شهرستان کنگان حتی می توان گفت گندمهای به عمل آمده در سرزمین های شرقی مند به کنگان حمل می شده و پس از آسیاب شدن به مقصد سیراف بارگیری می شده است .

خلاصه اینکه در حال حاضر و به دلیل توسعه شهرها و روستاهای ساحل شرقی مند در بخش کاکی و خاموشی و عدم توجه متولیان میراث باستانی و فرهنگی آثار به جای مانده از این بند خاکی بزرگ به تدریج در حال از بین رفتن است فتا آنجا که می توان مدعی شد بخش اعظم این آثار به کلی از بین رفته و در صورت عدم توجه و کاوش و مطالعه بر روی اینگونه آثار در روزهای پیش رو آن بخش از بند خاکی اسپید که در محدوده شهرها و روستاهای مذکور واقع استر کاملا محو و نابود گردد.

توقع می رود تا قبل از محو و نابودی کامل آثار به جای مانده در این بخش، سازمانهای متولی امکان کاوش و مطالعه کارشناسی آثار مذکور به ویژه بند بزرگ ((اسپید ) ) را فراهم آورند تا بدینوسیله بخشی از میراث باستانی استان در منطقه مذکور قابلیت مطالعه علمی و بازشناسی در روزگاران پیش رو را داشته باشد                                                                                                                                                                                                                                                                                غلامعلی غلامعلی زارعی 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  | 

تغییر نام بادوله

تغییر نام بادوله و انتخاب نام جدیدو اطلاق آن به این منطقه مستلزم شرایطی است که از جمله آنها مشارکت نخبگان و فرهنگیان این منطقه در انتخاب نام جدید است .به هر حال با تغییر شرایط فعلی روستا و تبدیل آن به شهر مباحث جدیدی دراین منطقه اتفاق می افتد که باید منتظر بود و دید کدام موضوعات و چالشها در این زمینه حادث می شود .به نظر نگارنده انتخاب نام ماندستان که در حال حاضر اتلاق خاصی ندارد و فقط در صفحات تاریخی ظبط آنرا شاهدیم از سویی زنده نمودن هویت قدیمی منطقه در قالب منطقه می تواند مساله ای مهم باشد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  | 

در این روزهای فراموشی یادها خوشا به حال کلاغها
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  | 

سلام از اینکه روزگاری گذشت و به روز نشدم متاسفم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  | 

مروارید تا نفت ـتاریخ خلیج فارس ـ از نگاه شاعر

 

از مروارید تا نفت ـ تاریخ خلیج فارس ـ از نگاه شاعر

غلامعلی زارعی

از مروارید تا نفت از تالیفات جدید تاریخ حوزه خلیج فارس با تکیه بر تاریخ کنگان و سیراف تا عسلویه در استان بوشهر است .

این کتاب اثری متفاوت از شاعر نویسنده و فعال اجتماعی استان رضا طاهری است .

رضا طاهری که بیشتر او را با مجموعه اشعارش در کشور و استان می شناسند این بار از نگاهی متفاوت و سبکی دیگرگون به مسایل گوناگون جغرافیای محل زندگی خود ـشهرستان کنگان ـمی نگرد.

هر چند به تاکید خود مولف این کتاب مربوط به فعالیتهای چند سال قبل تر نویسنده است اما از آنجاییکه این تالیف همزمان با برگزاری نمایشگاه کتاب سراسری روانه بازار کتاب کشور شده برای خوانندگان از تازگی برخوردار است .

شاید بهتر بود «از مروارید تا نفت »در همان سالهایی که نام خلیج فارس به موضوعی عمومی در کشور تبدیل شده بود روانه بازار کتاب می گردید تا سرانجامی متفاوت تر از امروز داشته باشد اما از آن رو که خلیج فارس و موضوعات پیرامون آن به ویژه تاریخ عمومی این دریا که به تحقیق می توان انرا شروع تاریخ و تمدن بشر مدرن و شهر نشین لقب داد و شهرها و بنادر حاشیه ان همواره قابلیت کنکاش و جستجویی نو و دوباره و چند باره را دارا است تالیف فوق می تواند با اهمیت باشد .

به جرات می توان گفت بخش اعظم تاریخ دریای فارس و شهرها روستاها و بنادر حاشیه ان به دلایل گوناگون از جمله عدم کاوش علمی باستان شناسی در روزگار فعلی ،از بین رفتن منابع مکتوب تاریخی ،از بین رفتن موقعیت گذشته و تغییر مولفه های اهمیت باستانی این دریا،تشدید موضوعات سیاسی حاشیه ای و زنجیره ای از دلایل گوناگون و متنوع اجتماعی ،فرهنگی ،سیاسی ،جغرافیایی و ....حتی تغییر آب و هوا و موقعیت قرار گرفتن آن در حاشیه خشکی های زمین اسباب در هاله ای از عدم شفافیت فرو رفتن تاریخ این دریا و به ویژه شهرها و بنادر افسا نه ای آن را باعث گردیده است .

از این حیث از مروارید تا نفت دریچه ای تازه به تاریخ شهرها و بنادر حاشیه خلیج فارس نیست بلکه تالیفی جدید از موضوعات موجود پیرامون این دریا است .

بر خلاف نام تالیف که تصور می شود  متن موجود خط سیری اقتصادی و مشخص برای از مروارید تا نفت در طول و عرض تاریخ جستار کند این اتفاق نمی افتد و حوادث هیچگاه در روالی مشخص شما را از هنگام تجارت مروارید تا صنعت نفت پیش نمی برد بلکه برشهای مختلفی از مقاطع گوناگون تاریخی پیش روی شما می گستراند و شما متوجه نمی شوید نام تالیف علی رغم زیبایی  چه ارتباط منطقی با متن نوشته دارد  

پیوستگی موضوع با تکیه بر مطلبی خاص و آغاز از نقطه ای و پیگیری تا رسیدن به سرانجامی موعود کمتر مشاهده می شود .بنابراین از مروارید تا نفت کنکاشی جدید در تاریخ این منطقه ـسیراف تا کنگان و عسلویه ـنیست و هیچگاه اشکار نمی کند چه مجموعه حوادثی باعث گردید منطقه ای که در تجارت مروارید و ... سرامد جهان بود چرا به روزگاری رسید که اگر گاز در ان یافت نمی شد معلوم نبود چه سرانجامی داشته باشد یا اینکه اکنون و با توسعه یکسویه صنعتی منطقه چه اینده ای در انتظار این بخش از سواحل زیبای خلیج فارس است .بلکه

از مروارید تا نفت مجموعه تصاویری مستند برگرفته از منابع موجود در حوزه تاریخ این خطه به سلیقه رضا طاهری در کنار تصاویری عمومی از تاریخ کشور مجموعه ای ارایه می کند که بیشتر در دوره زمانی تجارت مروارید یا زمانهای نزدیک به آن می ماند و تنها تصویری کلیشه ای از زمان فعلی و اینده ارایه می کند که به نظر می رسد این موضوع هم  چندان با واقعیت مطابق نباشد .

انچه رضا طاهری برای خواننده اش تدارک دیده مجموعه ای از منابعی است که وی برای پی بردن به تاریخ زادگاه خود ـ شهرستان کنگان ـ مجبور به مطالعه انها بوده و اوسعی کرده پس از مطالعه منابعی که به دشواری می توان به آنها در نبود مراکز فرهنگی همچون کتابخانه هایی غنی از کتب مرجع در حوزه های مختلف دست یافت   کار کسانی را که با پرسش هویت منطقه زادگاهشان مواجه اند اسان کند و با خلاصه هر کدام از منابع  خواننده اش را با حداقلی از بیشتر مطالب موجود اشنا کند.

منصفانه بگویم در زمانه ای که دریچه ای  جدید به تاریخ منطقه باز نشده و جستاری جدید در خصوص گره گشایی از تاریخ منطقه اغاز نگردیده از مروارید تا نفت نیزتنها گذری عجولانه  بر صفحات موجود در منابع مختلف تاریخ منطقه است و کمتر مطلبی جدید برای خوانندگان حرفه ای تاریخ منطقه در استین دارد اما با تمام این تفاصیل نمی توان زحمات رضا طاهری در این زمینه را با قدر ناشناسی حایز اهمیت طلقی نکرد .

به بیان دیگر منابع مرجع در تاریخ خلیج فارس و شهرها و بنادر حاشیه آن و جزییات تاریخی منطقه به دلایل گوناگون اندک و انگشت شمار است هر چند عناوین زیادی در این خصوص وجود دارد اما بیشتر آنها بر گرفته از هم بوده و موضوع مورد بحث جدیدی ندارند اما همین منابع اندک از دیدگاه مولفان گوناگون کتابهای زیادی به وجود آورده که علی رغم شباهت کلی  از زوایای گوناگون دارای اهمیت هستند اما با این وجود این تنها ضعف تالیف رضا طاهری نیست بلکه این خاصیت تاریخ و تالیفات این حوزه است که ناگذیر اثبات گذشته را باید در منابع مکتوب جستجو کرد .

در هنگامه ای که جستجویی جدید ،علمی و باستان شناسی برای یافتن منابع جدید تاریخی علی رغم استعداد منطقه  در این پهنه جغرافیایی اتفاق نمی افتد ناگزیر مولف حوزه تاریخ دستمایه ای جز تکرار مکررات نخواهد یافت ..در مجموع باید به طاهری افرین گفت در شرایط فعلی که چاپ کتاب و در مجموع دنیای کتاب دچار بیماریهای گوناگون است او که شاعر است و پیرامون خود را از نگاهی متفاوت می نگرد کار جوینده پیشینه کنگان و شهرها و بنادر این حدود جغرافیایی را اسان می کند هر چند حجم تالیف ارایه شده از سوی او بسیار زیاد است اما خواننده کم خوان امروز اگر در جستجوی منبعی متفاوت باشد می توان ـاز مروارید تا نفت ـرا به او پیشنهد نمود تا ضمن اشنایی با تاریخ و هویت مختصر زادگاه خود تاریخ کشور و در بعضی مواقع کشورهای حاشیه خلیج فارس و گاه کمی دورتر را نیز اشنایی بیابد .

از نگاه نگارنده اولین و موثر ترین گام برای توسعه منابع انسانی پیرامون جغرافیای غنی پارس جنوبی که نقطه اغاز توسعه نوین و پایدار استان است اشنایی با هویت ،تاریخ ، گذشته ،امروز و فردای این خطه است چرا که از این رهگذر بهتر می توان به سرانجام خوشایند زادگاه خود دست یافت اما در اجتماعی  که شاعر تاریخ تالیف می کند امراض غریب ان جامعه را باید نسخه ای متفاوت یافت و امیدوار بود کاش  سرانجامی بهتر در انتظار ان جامعه باشد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط غلامعلی زارعی  |